close
تبلیغات در اینترنت

قواعد امر به معروف در نماز

Pages Menu
TwitterRssFacebook
Categories Menu

آخرين مطالب

  • وبسایت تخصصی نماز

    تبلیغ نماز با ترویج وقف

    پترن کاشی قدیمی (سری سوم)

    پاورپوینت آثار و برکات نماز

مطالب پربازديد

  • دانلود پاور پوینت زیبا در مورد نماز

    موسیقی بی کلام و باکلام به همراه کد پخش آنلاین با موضوع نماز

    وبسایت تخصصی نماز

    اكید آیت الله سید علی آقا قاضی (ره)/ نماز واجب در اول وقت و تضمین عجیب ایشان

مطالب تصادفي

  • نماز آسمانی...

    تقش و اثرات نماز در آرامش روانی خانواده :1-عدم احساس گناه و یا کاهش آن

    عوامل سلب توفیق نماز صبح و نماز شب

    مسابقه ی خاطره نویسی در مورد نماز

امکانات وبسایت


قواعد امر به معروف در نماز

دعوت دیگران به نماز، اصول و قواعدی کلی دارد که در چگونگی انجام فعالیتهای مربوط به نماز، نقش مهمی ایفا میکنند. در این فصل، مهمترینِ این اصول را به اختصار بیان میکنیم.

1. استمداد از خدا

دعوت به نماز و هر کار خیر دیگری، تنها با علم، تجربه، روانشناسی و استفاده از ابزار و فرمولها انجام نمیشود؛ بلکه این کار مقدس باید از سرچشمۀ بینهایتی گرفته شود.

حضرت ابراهیم(ع) از خداوند متعال میخواهد که پس از خودش افرادی مبعوث شوند و مردم را به علم و تزکیه دعوت کنند: «رَبَّنا وَ ابْعَثْ فیهِمْ رَسُولاً».

او از خدا میخواهد که توفیق اقامه نماز را به خود و ذریهاش مرحمت کند: «رَبِّ اجْعَلْنی‏ مُقیمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی‏ رَبَّنا وَ تَقَبَّلْ دُعاء».

نکتۀ مهم این است که حضرت ابراهیم(ع) از خداوند متعال برای نسل خود دو نعمت مهم را درخواست كرد:

1. اقامه نماز؛ «رَبِّ اجْعَلْنی‏ مُقیمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی»؛

2. رهبری مردم؛ همینکه خداوند متعال فرمود: ای ابراهیم! من تو را امام و رهبر مردم قرار دادم (إنّی جاعِلُکَ لِلنّاسِ اِماماً)، حضرت ابراهیم؟ع؟ درخواست كرد که خدایا! این مقام را به نسل من هم بده: «قالَ وَ مِن ذُرّیَّتی». ( بقیه مطالب در ادامه مطلب)
 

 

اگر ما این دو درخواست را کنار هم بگذاریم، به این نتیجه خواهیم رسید كه اقامۀ نماز، از اهمیّتی همانند رهبری جامعه برخوردار است؛ زیرا پیامبر خدا(ص)، دو درخواست غیرمتناسب از خدا نمیکند.

امام سجاد(ع) در دعایی از خدا میخواهد که زبان و نطقش به هدایت باز شود: «اللَّهُمَّ وَ أَنْطِقْنِی‏ بِالْهُدَى‏» و حضرت موسی(ع) از خدا میخواهد که در کار دعوت به خدا، شرح سینه، آسانی امور و بیان روانی که مردم کلامش را به طور عمیق بفهمند، عنایت فرماید: «رَبِّ اشرَح لی صَدری...».

راز این طلب از خداوند آن است که دعوتکنندۀ به حق،  میخواهد دست انسانها را در دست خدا بگذارد و برای این کار نیاز دارد که دست لطف خدا همراه او باشد. اگر از سوی خداوند عنایتی نباشد، توفیقی بهدست نمیآید؛ چراکه هدایت بهدست خداست و انسان واسطهای بیش نیست.

در برخی آیات قرآن کریم میخوانیم که خداوند متعال به پیامبرش میفرماید: تو نمیتوانی هر که را بخواهی هدایت کنی؛ بلکه این خداوند است که هر که را بخواهد هدایت میکند: «إِنَّكَ لا تَهْدی مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ یَهْدی مَنْ یَشاءُ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدین‏».

امام سجاد(ع) در دعای مکارم الاخلاق میفرماید: «وَ اجْعَلْنِی مِنْ أَهْلِ السَّدَادِ، وَ مِنْ‏ أَدِلَّةِ الرَّشَاد»؛ خدایا! مرا راهنمای رشد دیگران قرار بده».

بر هر مسلمانی واجب است که در هر نمازی، از خداوند متعال هدایت خود را درخواست کند: «اِهدِنَا الصِّراطَ المُستَقیمِ». انتخاب راه مستقیم در فکر، نیت، عمل، ابزار، شیوه، انتخاب زمان، انتخاب مکان، انتخاب همسر، انتخاب رشتۀ تحصیلی، انتخاب شغل، برنامهریزی و خلاصه در هر چیزی، بدون استمداد از خداوند امکان ندارد.

جالب آن است که در نماز حق نداریم بگوییم: «اِهدِنی»، بلکه باید بگوییم «اِهدِنا» یعنی این هدایت از خدا را برای همه و در همه چیز بخواهیم.

مهمتر آنکه پیغمبر(ص) دو برابر دیگران از خدا میخواست که به راه مستقیم هدایت شود؛ زیرا افزون بر نمازهای شبانهروزی، نماز شب نیز بر پیغمبر واجب بود که در آن نمازها نیز باید «اِهدِنَا الصِّراطَ المُستَقیم» گفته شود. این در حالی است که پیامبر؟ص؟، نه تنها در راه مستقیم بود، بلکه تسلط کامل بر راه مستقیم دارد؛ زیرا در سوره مبارکه «یس» به پیامبر؟ص؟ خطاب میشود که تو به راه مستقیم تسلط داری: «إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ * عَلىَ‏ صِرَاطٍ مُّسْتَقِیم‏».

از این تعبیر شاید بتوان اینطور استفاده کرد که کسانی که مسئول کار فرهنگی هستند، بیشتر از دیگران در خطر انحرافند؛ بنابراین باید بیشتر از خدا بخواهند که در راه مستقیم بمانند.

به هر حال، دعوت به هر کار خیر و بهویژه نماز، باید همراه با طلب یاری از خدا باشد تا در آغاز، تلاشهای انسان همراه با ریا نباشد. اگر کاری را خالصانه شروع کرد، در وسط کار گرفتار عجب و غرور نگردد. اگر در آغاز و در وسط خالص بود، پس از اتمام عمل، گرفتار حبط و نابودی عمل نشود. در واقع ورود و خروجش صادقانه باشد: «رَبِّ أَدْخِلْنی‏ مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنی‏ مُخْرَجَ صِدْق‏».

 



موضوع : فایل های نوشتاری , مقاله ,
بازديد : 127
تاريخ : دوشنبه 05 مهر 1395 زمان : 14:15 | نويسنده : محمد مهدی حسن پور بریجانی | نظرات ()

ارسال نظر براي اين مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی